کهکشانِ شِکَری

کهکشانم را خودم شیرین می‌کنم.

زمستان تا فصلِ درو

موقعی که اوضاع بر وفق مراد نیست، اغلب اشخاص فکر می کنند همیشه به همین منوال خواهد بود...اما شاید بتوان از تمثیلی برای آن استفاده کرد،مثلا زندگی هم دارای فصلهایی است و من اکنون در فصل زمستانم... در زمستان بعضیها یخ می زنند و بعضی دیگر اسکی بازی می کنند!!به علاوه در پس هر زمستانی بهاری است،همچنان که در پی هر روزی شبی است... خورشید طلوع می کند و می توان دانه های تازه ای کاشت...آنگاه تابستان و سپس پائیز و فصل برداشت فرا می رسد. 

آنتونی_رابینز

+ وقتی فصلِ درو از راه برسه چی قراره درو کنیم ؟ حواسمون به چیزی که میکاریم هست ؟ چیزی نمونده ...

بعداً نوشت: جديداً خيلي دارم ميام اينجا ! خيلي دارم وقت تلف ميكنم! حس ميكنم دارم دور ميشم! پس تنها كار همه چيز رو گذاشتن و يه مدت رفتنه ! بايد ديد تا كي دووم ميارم ؟! بايد نشست و تماشا كرد ... بايد همه چيز رو گذاشت و رها كرد ...


برچسب‌ها: آنتونی رابینز
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۷/۱۱/۱۰ساعت 7:7  توسط يك عدد سِتآره  |