یه روز که الان یادم نیست دقیقاً کی بود، یه ایده اومد تو سرم و رفتم دنبالش. آدمی نیستم که راضی بشم فکر و ایدههام خیلی راحت خاک بخورن، سعی میکنم عملیشون کنم حتی اگه به شکست منجر بشن. یه چیزی که برام تجربه شد تو این مدت این بود که جز خودم هیچ کس به این ایدهها اونقدر اهمیت نشون نمیده، اگه از کسی کمک بخوام کسی به اندازه من وقت نمیذاره و نتیجهش این میشه که پشیمون میشم از هر چی کمک خواستنه. ترجیح میدم کند پیش برم و تنها برم اما با خیال راحت و آروم که اگه کوتاهیای هم رخ میده به خاطر شرایط سنگین روزهامه نه بیاهمیتی یک فرد دیگه نسبت به رویای من.
چیزی که امروز بهش رسیدم اینه که این تنها رفتن قراره خیلی سخت باشه، یه روزهایی باید درجا زد، یه روزها شاهد افت و سقوط بود. اما لحظههای قشنگ پیروزی هم وجود داره، نه؟ حتی مسیر هم گاهی خیلی قشنگ میشه. پس دلم رو به همینها خوش میکنم و ادامه میدم.
برچسبها:
یادت باشه هآ
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۰/۰۷/۱۴ساعت 21:58  توسط يك عدد سِتآره
|
یه چیزهایی سخته ولی همین سختیها باعث حاصل خیزی وجود ما میشه. اگه رسیدن ساده بود شاید اینقدر بابتش خوشحال نمیشدیم. همین عبور از سختیهاست که به ما جرئت و جسارت و حس بهتری میده. این سختیها همیشه همراه ما هستن، از همون بچگی تا وقتی که بخوایم همهی دنیا و آدمهاش رو بذاریم و بریم.
چرا اینا رو گفتم؟ نزدیک اعلام نتایج کنکوره و یاد اون روزهای خودم افتادم. من دوبار تجربه ش کردم. یک بار با حس تلخی و شکست، یک بار با دیدن اشک شوقهای مامان. نمیخوام بگم دانشگاه چیز خاصی نیست و از این حرفا، نه ! برای یه جوون 18 ، 19 ساله، دانشگاه نقطه تغییر زندگیشه! برای همین مهمه و استرس زاش میکنه. اما باید بدونیم وقتی در تلاش کردن کوتاهی نکنیم و از سختیها فرار نکنیم، در هر مسیری که باشیم در حال حاصل خیز شدنیم. هر خاک حاصل خیزی مناسب یه سری محصول و نتایج خاصه؛ تو میتونی موفق باشی در مسیر منحصر به فرد خودت. مسیری رو پیدا کن که توش خوشحالتری.
برچسبها:
کنکوری نوشت
+ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۰/۰۵/۰۹ساعت 23:21  توسط يك عدد سِتآره
|