کهکشانِ شِکَری

کهکشانم را خودم شیرین می‌کنم.

من با تو از هیچ، از هیچ توفان هراسی ندارم...

اين روزها مغزم پر فكر و حرفه ! به حدي كه وقتي ميخوام بخوابم تا 20 دقيقه الي نيم ساعت مغزم دلش ميخواد فكر كنه همچنان و خوابش نميبره :/ و اين مسئله منو براي خوابيدن بين روز حداقل اذيت ميكنه ! گفته بودم ميخوام اين هفته رو سكوت كنم ولي از هميشه بيشتر حرف داشتم كه هي سعي كردم ننويسم و اوضاع فرقي نكرد ! سرم هم بيخودي دنبال بهونست كه درد بگيره ! ديشب قبل خواب يه حالتي داشت اهميت ندادم و خوابيدم و صبح با سردرد بيدار شدم ! اين شُد كه مجبور شدم صبحانه رو بخورم و يه قرص هم روش و دوباره خوابيدم و ديگه كسي بيدارم نكرد تا خودم بيدار شدم ! ديگه غر نميزنم براي اين سردردها ، دارم ياد ميگيرم چطور باهاشون بسازم :) نميدوني چه حس خوبيه شده به بهونه سردرد واسه چند ساعت كسي كاري به كارت نداشته باشه و تا دلت ميخواد استراحت كني ! حتي بهتر از اون حال رهايي بعد از درده :))) الانم لبريزم از همون حال خوب :))))

بزار يكمي هم از اوضاع درسها بگم ! برنامه اين آزمون خيلي سنگين بود و به يك فصل از فيزيك و مسائل شيمي نرسيدم ! و حتي نرسيدم براي رياضي خيلي تست بزنم ! ولي نگران نيستم و اتفاقاً ته دلم پر از حال خوب و اُميده :))) ميدونم قراره يه هفته ي طلايي رو به اتمام برسونم و از لحظاتش لذت ببرم ^^ آزمون بعد هم كه سه هفته فرصت داره و همون هفته اول رو ميزارم براي جبران عقب افتادگي ها و رسيدن به ليست درسهاي جامونده ! هدف من كه صرفاً اين آزمونها نيست و اينها فقط يه محركه پس بيخود اعصاب خودم رو سرش بهم نميريزم :))) خواستم اين آرامش الانم  رو به شما هم منتقل كنم اُميدوارم حال همگي خوب باشه ^^

پ.ن: عنوان از " حسین منزوی "

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ساعت 10:41  توسط يك عدد سِتآره  |