کهکشانِ شِکَری

کهکشانم را خودم شیرین می‌کنم.

برسد به سیاره یِ نآهید !

از دیروز حواسم هست که امروز 27 آبانه ! چه زود گذشت ! 27 آبان 96 رو یادت هست ؟! حالا شُده 27 آبان 97 ! یک سال گذشت با همه بالا و پایین هاش ! کدوممون فکرش رو میکردیم قراره سالِ بعد از هم دور باشیم اینقدر ! که یادم نیست آخرین باری که با هم حرف زدیم کِی بوده ؟ اصلاً چند وقته که ازت خبر ندارم ؟ که در چه حالی ؟ اصلاً مگه میشه من 27 آبان ها رو یادم بره !؟ هر چی هم که شُده باشه ! حتی نمیدونم من مقصر بودم یا تو ؟ که من این طور خواستم یا تو ؟ نمیدونم تهِش چی میشه ! که یه روز جرئت میکنم بیام و بگم "بسه ! بیا آشتی" یا تو یه روز خودت میای و میگی "آشتی آشتی !" ؟! نمیدونم تهش چی میشه ! 

به هر حال یک سال گذشت ! یک سال بزرگ تر شدی ! یک سال به عمرِ زمینیت اضافه شد ! و من طاقت نمیاوردم اگه اینا رو نمینوشتم و نمیگفتم "تولدت مُبارک" نمیدونم هنوز میخونی ؟ هنوز اینجا میای یا نه ؟ ولی من همه ی 27 آبان ها رو حواسم بهت هست :)

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۷/۰۸/۲۷ساعت 14:34  توسط يك عدد سِتآره  |