کهکشانِ شِکَری

کهکشانم را خودم شیرین می‌کنم.

نگو کسی به فکرت نیست

در انتظار چه نشسته‌ای

زمان علف خرس نیست عزیزم

هر ثانیه‌ی حرام شده‌‌اش را باید حساب پس بدهی

حواست نباشد

همین ساعت لکنته‌ی دیواری

به نیش عقربه‌های تیزش

تو را و اشتیاق مرا

به اجزای موریانه پسند تجزیه می‌کند

و چشم‌هایت را می‌برد

مانند دو تمبر باطل شده‌ی قدیمی

در آلبومی کپک‌زده بچسباند

نگو کسی به فکرت نیست

و نامت را دنیا از یاد برده‌است

شاید دنیا تویی و من

و نام ما مهم نیست در جریده عالم

با حروف درشت چاپ شود

همین که جانانه بر لبی جاری شود

تا ابدیت خواهد رفت

عباس صفاری

+" نگو کسی به فکرت نیست" خُدا هميشه هست


برچسب‌ها: عباس صفاری
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۸/۲۱ساعت 10:13  توسط يك عدد سِتآره  |