تختخوابت را مرتب کن
توی لیگ کتاب خوانی دانشگاهمون شرکت کردم و قراره هفته ای یک کتاب بخونیم و جمعه ها یه آزمون از اون کتاب بدیم. زیاد آزمونش برام مهم نیست ، چیزی که برام قشنگه اینه که باعث شد تو اولین هفته ش بالاخره اولین کتاب سال 1400 م رو بخونم و تموم کنم . اولین کتاب ، تختخوابت را مرتب کن از ویلیام اچ مک ریون بود. حرف ها و تجربه های قشنگی داشت برای گفتن. خیلی از قسمتهاشو عمیقاً باور داشتم و یه سری قسمت هاش بیان جدیدی برام داشت که سعی میکنم به ذهنم بسپرم .
بیاین یه تیکه از کتاب رو با هم بخونیم :
کار آسانی است که سرنوشتمان را به گردن نیروهای بیرونی بیندازیم و از تلاش دست بکشیم چون اعتقاد داریم سرنوشت علیه ماست. میتوان اینگونه پنداشت که محل زندگیمان، نحوهی رفتار والدینمان نسبت به ما و یا مدرسهی مورد نظرمان همگی آیندهی ما را تعیین میکنند. هیچ چیزی عین حقیقت نیست. مردم عادی و زنان و مردان بزرگ همگی با توجه به نحوه رویاییشان با بیعدالتی زندگی تعریف میشوند - هلن کلر، نلسون ماندلا، استفن هاوکینگ، مالالا یوسف زای و موکی مارتین -.
گاهی اوقات مهم نیست که شما چقدر سخت تلاش میکنید، چه مقدار خوب هستید، زیرا همچنان به عنوان یک کلوچهی شکری به انتهای داستان میرسید. شکایت نکنید، این مسئله را به بخت بد خود ربط ندهید، بایستید، به آینده نگاه کنید و به جلو پیش بروید.
برچسبها: معرفی کتاب