کهکشانِ شِکَری

کهکشانم را خودم شیرین می‌کنم.

ای کاش عشق را زبانِ سخن بود 💞

بغلش می‌کنی از اونورِ خط، وسطِ حرف هایِ ناگفته!

#سید_مهدی_موسوى


برچسب‌ها: شكر جآن, حسِ خوب, خاطره بازی
Rᴇᴀᴅ ᴍᴏʀᴇ
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ساعت 19:18  توسط يك عدد سِتآره  | 

اعتراف گونه یِ جذاب !

اعتراف میکنم دو هفته بود ساعت مطالعه یِ هفتگی رو جمع نزده بودم ! اعتراف میکنم این دو هفته تعادل نداشتم بین درسا! اعتراف میکنم تست خیلی کم زدم برای شیمی و ریاضی! اعتراف میکنم فقط داشتم حواسِ خودمو پرت میکردم و فقط یه اُمیدِ واهی داشتم برای طلایی شُدن جمعه ای که نصفِ دفعه های قبل هم براش تلاش نکرده بودم! اعتراف میکنم غرور اومده بود سراغم! اعتراف میکنم تو ساعت مطالعم هیچ تغییری ایجاد نشده ! اعتراف میکنم که تا الان داشتم به خودم تلقین میکردم که نمیتونم زیاد بخونم ! اعتراف میکنم دلم پیِ درس نبوده! به راحتی این اعترافها رو نخونید هر بار که میان جلویِ چشمم زجر میکشم ! ولی باید دید عیب و نقص ها رو تا برطرفشون کرد ! نباید فرار کرد ، فرار راهِ چاره نیست ! اشتباه از منه ! از خودِ خودِ من ، درست از همین نقطه ! 

+ شُما هم از اشتباهاتتون بگید ! بیاید رفعشون کنیم ! فقط حرفم درس نیست تو کلِ ریتم زندگی کجایِ کارتون اشتباست ؟! از غذا خوردن تا خواب و تفریح و ... از اشتباهاتِ گذشتتون بگید که رفع کردید ! یا حتی پیشنهاد بدید برای مشکلات احتمالی ! میفهمید چی میگم نه ؟! من منتظرِ کامنتاتون هستم :)

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ساعت 18:2  توسط يك عدد سِتآره  | 

چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد

گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

حافظ


برچسب‌ها: حافظ
Rᴇᴀᴅ ᴍᴏʀᴇ
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ساعت 15:55  توسط يك عدد سِتآره 

هفتُمیش!

از صُبح که بلند شدم پر از یه حال خوب و آرامش عجیب بودم ! زودتر از همیشه رفتم سرِ جلسه آزمون و خواستم برم دنبال کلاس شکر جآن بگردم ! پشتیبانش رو نمیشناختم و نمیشد که برم سرِ همه ی کلاسها سرک بکشم ! از یکی از بچه ها پرسیدم و میشناختش ولی نمیدونست کلاسشون کجاست ! خلاصه بهش گفتم اگه دیدش بعد آزمون بهم بگه ! رفتم سر کلاسم و داشتم پالتومو در میاوردم که رومو برگردوندم دیدم شکر جآن دمِ درِ کلاسه :)))) بعداً فهمیدم که اون دوست بهش نگفته بوده و خودش خود جوش اومده دنبالم :)))) یکم حرف زدیم و سطح انرژی من حسابی رفته بود بالا :)))) با آرامش سوالا رو جواب دادم و تو عمومی ها وقت کم نیاوردم ولی تو اختصاصی ها چرا یه مقدار چون نرسیده بودم خوب همرو بخونم و به تسلط برسم ! ولی با این حال وقتی تموم شد احساس خوبی داشتم ! که انگارِ احساس من همیشه برعکسه ! بدتر از همیشه شد ! کُلی غلط داشتم ! به 6680 نزول کردم ! از 8 شهر به 18 شهر !!! میفهمی ؟!!! ناراحتیِ خودم به کنار ، رفتار مامانم :"( همه لبخندا و شادی هایِ امروز یهو ته نشین شُد ...


برچسب‌ها: خاطره بازی, شکر جآن
Rᴇᴀᴅ ᴍᴏʀᴇ
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ساعت 15:42  توسط يك عدد سِتآره  | 

زودتر بیا 💙

دلم می‌خواهد همه چیز را رها کنم و بروم آنجا که رویایت را زندگی کردن دیوانگی نباشد! دلم می‌خواهد خودم را بردارم و ببرم آنجایی که راه بروم، هی نگاهم بیوفتد به بودنت، هی لبخند خجول بزنم... دلم می‌خواهد آنجا بروم که صدای تو تنها موسیقی مورد علاقه ام باشد. آنجا که بوسه بزنی بر موهایم، گل بیندازد گونه هایم..
می‌خواهم آنجا بروم که دم غروب زیر بید مجنون برایم مولانا بخوانی. هی نقل کنی از مولانا بگویی:
"تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را/ تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را"
شوق بودنت از چشمانم شره کند و بیت دیگری بخوانی: "بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی‌شود/داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود"

عزیزکم! بیا دستهایم را بگیر برویم به آرزو هایمان برسیم. برویم آنجا که تمام رویایت برای من باشد. فقط زودتر بیا! طاقت کلمه ها بس که از تو گفتم، طاق شده...

#پرنیان_شهدایی


برچسب‌ها: شكر جآن, پرنیان شهدایی
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۹ساعت 6:7  توسط يك عدد سِتآره  | 

می‌گم نگذر...

قطع امید کردی؟ 
صب پا شدی نگاه کردی؟
به آسمون نگاه کردی؟
دم صبح طلوع آفتابو نمی‌خوای ببینی؟

سرخ و زرد آفتاب رو موقع غروب دیگه نمی‌خوای ببینی؟
ماه‌ رو دیدی؟
نمی‌خوای ستاره‌ها رو ببینی؟
شب مهتاب، اون قرص کامل ماه، دیگه نمی‌خوای ببینی؟
چشماتو می‌خوای ببندی؟
از مزه‌ی یه گیلاس، می‌خوای بگذری؟
نگذر... من رفیقتم. می‌گم نگذر...
طعم گیلاس|عباس کیارستمی 


برچسب‌ها: عباس کیارستمی
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ساعت 10:46  توسط يك عدد سِتآره  | 

:)

ای اهل ایمان ، شما (ایمان) خود را محکم نگاه دارید ، که اگر همه عالم گمراه شوند و شما به راه هدایت باشید زیانی از آنها به شما نرسد. بازگشت همه شما به سوی خداست و همه شما را به آنچه کردید آگاه می سازد.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا يَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَي اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(105)سوره مائده


برچسب‌ها: از جنس خدا
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ساعت 10:44  توسط يك عدد سِتآره  | 

من با تو از هیچ، از هیچ توفان هراسی ندارم...

اين روزها مغزم پر فكر و حرفه ! به حدي كه وقتي ميخوام بخوابم تا 20 دقيقه الي نيم ساعت مغزم دلش ميخواد فكر كنه همچنان و خوابش نميبره :/ و اين مسئله منو براي خوابيدن بين روز حداقل اذيت ميكنه ! گفته بودم ميخوام اين هفته رو سكوت كنم ولي از هميشه بيشتر حرف داشتم كه هي سعي كردم ننويسم و اوضاع فرقي نكرد ! سرم هم بيخودي دنبال بهونست كه درد بگيره ! ديشب قبل خواب يه حالتي داشت اهميت ندادم و خوابيدم و صبح با سردرد بيدار شدم ! اين شُد كه مجبور شدم صبحانه رو بخورم و يه قرص هم روش و دوباره خوابيدم و ديگه كسي بيدارم نكرد تا خودم بيدار شدم ! ديگه غر نميزنم براي اين سردردها ، دارم ياد ميگيرم چطور باهاشون بسازم :) نميدوني چه حس خوبيه شده به بهونه سردرد واسه چند ساعت كسي كاري به كارت نداشته باشه و تا دلت ميخواد استراحت كني ! حتي بهتر از اون حال رهايي بعد از درده :))) الانم لبريزم از همون حال خوب :))))

بزار يكمي هم از اوضاع درسها بگم ! برنامه اين آزمون خيلي سنگين بود و به يك فصل از فيزيك و مسائل شيمي نرسيدم ! و حتي نرسيدم براي رياضي خيلي تست بزنم ! ولي نگران نيستم و اتفاقاً ته دلم پر از حال خوب و اُميده :))) ميدونم قراره يه هفته ي طلايي رو به اتمام برسونم و از لحظاتش لذت ببرم ^^ آزمون بعد هم كه سه هفته فرصت داره و همون هفته اول رو ميزارم براي جبران عقب افتادگي ها و رسيدن به ليست درسهاي جامونده ! هدف من كه صرفاً اين آزمونها نيست و اينها فقط يه محركه پس بيخود اعصاب خودم رو سرش بهم نميريزم :))) خواستم اين آرامش الانم  رو به شما هم منتقل كنم اُميدوارم حال همگي خوب باشه ^^

پ.ن: عنوان از " حسین منزوی "

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ساعت 10:41  توسط يك عدد سِتآره  | 

دل هر ذره اي كاشانه يِ اوست

اندر دل هر ذره خورشید جهان تابیست

من تابش آن خورشید از روی تو می‌بینم

فيض كاشاني


برچسب‌ها: از جنس خدا, فيض كاشاني
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۶ساعت 9:57  توسط يك عدد سِتآره  | 

کم مباد از خانه یِ دل پایِ تو

انسان هایی که 

دوستشان داریم 

دیگر هرگز آنجایی که بودند 

نخواهند بود، 

بلکه هر جا ما هستیم، 

آنها هم هستند.

#الکساندر_دوما

+ هستی اینجا تو تک تک لحظات 💚

+ فکر کن اول صبح بلند شی و روزتو با خوندن نوشته های پرانرژی بقیه شروع کنی :))) چقدر خوبه امروز ^^ دلم خواست این انرژی رو به شما هم منتقل کنم :))) زندگی همین انعکاس ماست نسبت به اتفاقاتی که پیرامونمون در جریانه بیا عمیق لبخند بزنیم و خوب بسازیمش :))))

+ دستی به سر و روی اتاقم کشیدم ، رفتم بیرون قدم زدم ، صبح زود بیدار شدم ، و از خودم تو تک تک لحظات راضی بودم این همون زندگیِ دلچسبه :))))

+ رفیق چقدر دلتنگتم و چقدر این روزها اسمت و حرفت توی خونست :)! چقدر میای به خوابم :)! کاش جای خواب تو بیداری ببینمت زودتر :)))

+ چقدر اتفاق خوب پشت هم داره میفته ^^


برچسب‌ها: الکساندر دوما, شکر جآن
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۵ساعت 6:42  توسط يك عدد سِتآره  | 

امروز همون فرداييِ كه ديروز انتظارش رو ميكشيدي !

كُلي كار هست كه دلم ميخواد انجام بدم و كُلي كار هست كه بايد انجام بدم ! اين وسط هميشه بايد ها ارجحيت دارن و چيزي كه دلت ميخواد هميشه ميمونه براي آخر كار وقتي فرصتي براش نداري ! اينطوري بگذره تنها چيزي كه برام ميمونه يه گذشته پر از حسرت و يه آينده مبهمه ! نميخوام ادامه پيدا كنه ! كه دلم نميخواد تك بعدي برم جلو ! الان چند وقته دلم ميخواد يه دستي به سر روي اتاقم بكشم و تغيير دكور انگيزشي حداقل داشته باشم ولي بهش نميرسم ! دلم ميخواد بشينم و حسابي بنويسم باز هم وقت ندارم ! دلم ميخواد برم بيرون و قدم بزنم ولي وقتش رو ندارم ! بعد يه نگاهي ميندازم به عقب ميبينم بيشتر وقتم جاي اينكه صرف كارايي كه دوست دارم بشه صرف خوابيدن و وقت تلف كردنهاي بيخود ميشه ! حتي همين زماني كه ميام اينجا جاي اينكه ازش استفاده كنم و بنويسم براي خودم صرف خوندن نوشتن بقيه ميشه كه تازه گاهي ممكنه حتي حالم رو هم بهم بريزه ! كه البته از وقتي يه مقدار كم كردم از حجم وبلاگ دوستان بهتر شده اوضاع ! داشتم ميگفتم نميخوام ديگه بيخود وقت تلف كنم ! دلم ميخواد شب ها با يه خستگي دلچسب بخوابم نه با ناراحتي و حسرت ! يه شبه درست نميشه ولي بالاخره درستش ميكنم :) الانم برم يكم به حساب كارهاي باقي مونده برسم و روزمو و هفتمو خوب تموم كنم و با انرژي برم به پيشواز يه هفته خوب ^^ شايد دوباره به سكوت اول هفته برگشتم سكوت اين روزها گاهي حتي از حرف زدن هم دلچسب تره :))) قوي باشيم :]


Rᴇᴀᴅ ᴍᴏʀᴇ
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۲۳ساعت 15:28  توسط يك عدد سِتآره  | 

نیست ممکن رام کردن چشم جادوی تو را...

به هیچ حیله در آغوش در نمی آیی
مگر تو را ز نسیم بهار ساخته اند؟!
 
صائب تبریزی

برچسب‌ها: صائب تبریزی, شكر جآن
Rᴇᴀᴅ ᴍᴏʀᴇ
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۲۳ساعت 15:5  توسط يك عدد سِتآره  | 

باد در سر چون حباب ای قطره تا کی؟

گوهر خود را هویدا کن؛ کمال اینست و بس
خویش را در خویش پیدا کن؛ کمال اینست و بس

میرزا حبیب خراسانی


برچسب‌ها: میرزا حبیب خراسانی
Rᴇᴀᴅ ᴍᴏʀᴇ
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۲۳ساعت 14:54  توسط يك عدد سِتآره  | 

آن چند نفر

با خراب بودن سیبی درون یک جعبه 

تمام سیب ها را دور نمی ریزند

اگر در میان آدمها

یک نفر پیدا شد که قدر 

خوبی هایت را ندانست

خوبی هایت را برای دیگران قطع نکن،

آن یک نفر را کنار بگذار.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۲ساعت 14:36  توسط يك عدد سِتآره  | 

Make it up, fall in love, try

But you’ll never be alone

I’ll be with you from dusk till dawn

I’ll be with you from dusk till dawn

Baby, I am right here

#{ZAYN - Dusk Till Dawn {feat. Sia


برچسب‌ها: موسيقي هآ
Rᴇᴀᴅ ᴍᴏʀᴇ
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۲ساعت 14:34  توسط يك عدد سِتآره  | 

:/

+ يادم باشه بعد كنكور با يه آدم مودب چند جلسه درباره "چگونه با افراد مسن احوال پرسي كنيم؟" حرف بزنم و چيز ياد بگيرم :| آدم سر سلام احوال پرسي با مادربزرگش هم هنگ ميكنه آخه ؟:/ عذاب وجدان گرفته بودم بعدش :|

+ عجب معضلي دارم من با اين سيستم اومدن :| بيشعور اوني كه نتمونو ميدزده :|||

+ چقدر كار ريخته رو سرم اي دااااد و اي هواااار :/

+ تلاش ميكنم درست شه اوضاع :)


برچسب‌ها: يادت باشه هآ
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۲ساعت 14:30  توسط يك عدد سِتآره  | 

در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم

ای دل
به سردمهری دوران صبور باش
کز پی رسد بهار
چو پاییز
بگذرد
رهی معیری

+ يكي از همسايه ها هست هِي نت ما رو ميدزده :/ حالا بگي يه طوري بذرده فقط حجم بخوره يه چيزي يه كاري ميكنه مودممون براي خودمون ديگه كار نميكنه :| دُزدي دُزديه چه از تو خونه ي خودت باشه چه پاشي زحمت بكشي بري تو خونه مردم :/ 

+ كم حرف شدم ! چيزي به ذهنم نمياد !


برچسب‌ها: رهی معیری
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۱ساعت 10:18  توسط يك عدد سِتآره  | 

Love will find the way to you

So promise me forever
There will never be a never
Baby, don't, don't give up
If your heart is broken
Make a brand new start
Don't give up
Hold on tight
Find the way
See the light
Shadows will be falling
Dreams keep on calling
 
#Modern Talking - Don't Give Up

برچسب‌ها: موسيقي هآ, شكر جآن
Rᴇᴀᴅ ᴍᴏʀᴇ
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۱۹ساعت 15:49  توسط يك عدد سِتآره  | 

دست از طلب مدار ...

دست و پایی زدیم در نگرفت

پشت پایی زدیم و وارستیم !

‍+ در مدتی که در این دنیا هستید به معنای واقعی کلمه زندگی کنید."زندگي كنيد"هر چیزی را تجربه کنید.مراقب خودتان و دوستانتان باشید.خوش بگذرانید، دیوانگی کنید، عجیب باشید. بیرون از خانه بروید، تلاش کنید وشکست بخورید.چون به هر حال این اتفاق می افتد، پس بهتر است از آن لذت ببرید.موقعیت یادگیری از شکست‌هایتان را از دست ندهید. دلیل مشکل را پیدا کنید واز بین ببریدش.سعی نکنید کامل باشید!!! اصلا ، اصلا ! فقط سعی کنید یک نمونه عالی باشید از انسانیت. يك انسانِ خوشبخت ...

#آنتونی_رابینز

+ دلم میخواد غرق شَم تو حالِ خودم ... کمی سکوت مستحبه :)!

+ ساعت مطالعه رو این هفته نمینویسم ! شاید تغییری ایجاد شه در اوضاع !

God will never leave you alone trust him with all your might

خدا هیچوقت تنهات نمیزاره، با تمام وجودت بهش اعتماد کن.


برچسب‌ها: آنتونی رابینز
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۹/۱۷ساعت 13:55  توسط يك عدد سِتآره  | 

دلخوشم با همین ها !

دل خوشم با غزلی تازه،
همینم کافی است!
تو مرا باز رساندی به یقینم،
کافیست..
قانعم،
بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم،
کافیست
گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم، کافیست
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم، کافیست
فکر کردن به تو
یعنی غزلی شورانگیز
که همین شوق مرا،
خوبترینم! کافیست♥️

#محمدعلی_بهمنی

+ حواسمو پرت کردم از دلتنگیت ، دلمو خوش کردم به از دور دیدنت ، دلمو خوش کردم به این که دو هفته یک بار حواست به من هست ، دلمو خوش کردم به همون چند دقیقه خبر گرفتن از احوالت :)


برچسب‌ها: شكر جآن, محمد علی بهمنی
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۱۶ساعت 21:58  توسط يك عدد سِتآره  | 

!

ببین سرم داره درد میگیره آزمونمو هم باید الان تحلیل کنم تا آخر شب ! پس کامنتا رو فعال میزارم و آخر شب تقریباً میام میخونم ببینم چی گفتید:) خوشحال میشم روش زیست خوندناتون رو هم بگید 

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۱۶ساعت 19:18  توسط يك عدد سِتآره  | 

صلحِ درونی

اگر کسی را دیدید
که از کوچکترین چیزها لذت میبرد ؛
محو طبیعت می شود ؛
کمتر سخت می گیرد ؛
می بخشد ؛
می خندد ؛
می خنداند ؛
و با خودش در یک صلح درونی است

او نه بی مشکل است نه شیرین مغز...!

او طوفان های هولناکی را در زندگی پشت سر گذاشته و قدر آنچه امروز دارد را می داند
او یاد گرفته است که لحظه به لحظه ی زندگی را در آغوش بگیرد ...

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۱۶ساعت 15:33  توسط يك عدد سِتآره  | 

شیشُمیش!

عجب عنوانی داره این پُست 😀❤نگم برات از آزمون که دوباره استرسم برگشت -_- چقدر هی با خودم حرف زدم و دلداری دادم چقدر نفس عمیق کشیدم و آب خوردم ! در اون حد تونستم کنترل کنم که سردرد نگرفتم و یک ساعت منتهی به آخر آزمون یعنی شیمی و ما بقی سوالایی که مونده بود یکم بهتر گذشت ! تو شیمی که به یه سوالش رسیدم توش نوشته بود "فلان مقدار از فلان چیز رو در بشری میریزیم ..." وای بِشِر همه ی دیروز اومد جلو چشمم و یه لبخند اومد رو لبم 😂 ما بقیش استرسم رفت 😀 ولی خب هم سخت بود هم شرایط من با اون استرس وخیم بود و کمبود وقت آوردم :/! خلاصه اینطوریا ! نمیدونم چی میشه و مهم هم نیست ... کارنامه اومد الان برم ببینم :|

پ.ن: درصدای عمومیم تقریباً 50 بود :| اختصاصیا زیست رو گند زدم :/ بین 40 و 50 :| ریاضی رو 60 ! فیزیک هم 60 ! شیمی 70!

پ.ن تر: یه عهدی بستم سرِ جلسه با خودم و خدا ! نمیدونم عملی میشه یا نه ؟ کاش بشه ...بعد بیرون اومدن و رفتن تو حیاط بارون نم نم میومد :))) و من چشم انتظار شکر جآن :))) دیدمش در حد یک دقیقه و دو سه تا جمله :))) و بگم از الان یه برنامه یِ کلی ریختم برای هفته آینده ! اُمیدوارم آزمون بعد اینطور استرسی نشم :/ ولی به طورِ کل ناراحت نیستم برای امروز :) تجربه ی جدیدی بود این خود کنترلی که نمیدونم موفق بودم یا نه ؟ ولی کلی چیز یاد گرفتم :)))

پ.ن تر تر: اینجانب افت کرده و 6830 شدم ! رتبه مشترکم هم شد 2730 کشور ! تلاش بیشتر و درست تر میطلبه اوضاع !

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۱۶ساعت 13:35  توسط يك عدد سِتآره  | 

پیش آزمون !

بسه هر چی غرغر و بهونه و استرس بیخودی ! تا وقتی میتونیم تلاش میکنیم ! هدف ما که این آزمونا نیست ! مهم همین استرسیه که داشتی و یاد گرفتی چه طور کنترل کنی :) مهم تلاش برایِ هدف نهاییه :) مطمئن باش خدا کمتر از تلاشت بهت نمیده پس آروم باش :) ممنون از حال خوب کن ها 😀

و تشکرِ ویژه از بِشر جان رفیقِ قدیمی 😌💚 

بعداً نوشت: بیخیال همه چی فردا روز دیدار یاره 😀

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۱۵ساعت 20:9  توسط يك عدد سِتآره  | 

امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد

من از برای مصلحت در حبسِ دنیا مانده ام ...

مولانا

دلم میخواد یه امروز رو استعفا بدم ! از همه چیز ! پاهامو بندازم رو هم و هیچ کاری نکنم ! ولی چه کنم که نمیشه ...

به اندکی آرامش و حالِ خوب نیازمندم !


برچسب‌ها: مولانا
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۱۵ساعت 10:24  توسط يك عدد سِتآره  | 

میرسد :)

ای دل بشارت میدهم خوش روزگاری میرسد ...


برچسب‌ها: خاطره بازی
Rᴇᴀᴅ ᴍᴏʀᴇ
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۱۵ساعت 7:16  توسط يك عدد سِتآره  | 

سیزدهمین روز

امروز 13 آذره :) امروز تولدِ خانم پ هست :) نمیدونم زنگ بزنم تبریک بگم یا بیخیال شم ! چه کاریه ؟!:/ نت هم نداره ! شاید یه تبریک اونجا بگم بعداً ببینه خوشحال شه !  

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۹/۱۳ساعت 13:47  توسط يك عدد سِتآره  | 

و من الظلمات الی نور!

یا رب! ما مشقِ غمِ
عشق تو را خوش ننوشتیم؛
اما تو بکش خط به خطای همه ی ما

#فاضل_نظری


برچسب‌ها: یادت باشه هآ, بیقراری, فاضل نظری
Rᴇᴀᴅ ᴍᴏʀᴇ
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۱۲ساعت 14:20  توسط يك عدد سِتآره  | 

در مطبِ طبیب !

خاطرات دکتر رفتنِ اینجانب !


برچسب‌ها: خاطره بازی, شکر جآن
Rᴇᴀᴅ ᴍᴏʀᴇ
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۱۲ساعت 13:52  توسط يك عدد سِتآره  | 

و من نور الی الظلمات !

گر نگهی دوست وار بر طرف ما کنی

حقه همان کیمیاست وین مس ما زر شود✨

سعدی


برچسب‌ها: یادت باشه هآ, بیقراری, سعدی
Rᴇᴀᴅ ᴍᴏʀᴇ
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۱۱ساعت 14:36  توسط يك عدد سِتآره  | 

Oʟᴅᴇʀ Pᴏsᴛs